محمد تقي جعفري

116

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند بر اثر صبر نوبت ظفر آيد ظفر اعم است از پيروزى طبيعى و پيروزى علمى كه انسان بوسيلهء آن بر خصم بنيان كن جهل چيره مىگردد . مولوى مىگويد : جمله عالم را نشان داده به صبر ز ان كه صبر آمد چراغ و نور صدر و در صبر حضرت لقمان كه نرم شدن آهن را در دست حضرت داود على نبينا و آله و عليه السلام ديد و در سؤال كردن از علت و چگونگى آن شتاب به خرج نداد تا خود آن پيامبر بازگو فرمود ، چنين مىگويد : رفت لقمان سوى داود از صفا ديد كاو ميكرد زاهن حلقه ها جمله را با همدگر در مىفكند زاهن و پولاد آن شاه بلند صنعت زراد او كم ديده بود در عجب مىماند و وسواسش فزود كاين چه شايد بود و اپرسم از او كه چه مىسازى ز حلقه تو به تو باز با خود گفت صبر اولىتر است صبر با مقصود زوتر رهبر است چون نپرسى زودتر كشفت شود مرغ صبر از جمله پرانتر بود با سياستهاى جاهل صبر كن خوش مدارا كن به عقل من لدن صبر با نااهل اهلان را جليست صبر صافى مىكند هر جا دليست آتش نمرود ابراهيم را صفوت آيينه آمد در جلا صبر با نامرد بدهد مرد حق تا چو نيكان بر همه يابد سبق جور و كفر نوحيان و صبر نوح نوح را شد صيقل مرآت روح 11 - و حجّ البيت و اعتماره فإنّهما ينفيان الفقر و يرحضان الذّنب ( و حج بيت اللَّه و عمره در آن كه فقر را منتفى و گناه را مىشويد . )